تبليغاتX
منو بخون - یه کوچولو غزل!؟
























منو بخون

يار من دوش به من اين همه بيداد نكرد

آنچه او كرد به من هيچ پريزاد نكرد

يار شيرين سخنم بهر دل خسرو خويش

يادي از تيشه و ناكامي فرهاد نكرد

برقع شعر سيه از رخ خود بر نگرفت

يكدم آخر زمن رانده شده ياد نكرد

بر سر خاك من آمد به دولب خنده و شاد

يادي از قامت سرو و قد شمشاد نكرد

آن خدايي كه تن او بپرورده به ناز

رحم بر اين دل افتاده ز بنياد نكرد

 

معذرت نوشت : ببخشید از اینکه هنوز زبانم قدیمیه . انگار برای باز شدن زبونم باید تخم کفتر بخورم!

نوشته شده در پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت 10:26 توسط خودم| |

Design By : Night Melody