منو بخون
يار من دوش به من اين همه بيداد نكرد آنچه او كرد به من هيچ پريزاد نكرد يار شيرين سخنم بهر دل خسرو خويش يادي از تيشه و ناكامي فرهاد نكرد برقع شعر سيه از رخ خود بر نگرفت يكدم آخر زمن رانده شده ياد نكرد بر سر خاك من آمد به دولب خنده و شاد يادي از قامت سرو و قد شمشاد نكرد آن خدايي كه تن او بپرورده به ناز رحم بر اين دل افتاده ز بنياد نكرد معذرت نوشت : ببخشید از اینکه هنوز زبانم قدیمیه . انگار برای باز شدن زبونم باید تخم کفتر بخورم!
نوشته شده در پنجشنبه بیستم مرداد 1390ساعت
10:26 توسط خودم| |
| Design By : Night Melody |


